اگه عاشق نجومی بیا
ان شالله خدا کمکمان کند هییییییییییی
بالاخره این امتحانات کزایی ما هم تموم شد ! این ترم اصلا چیزی نبود که من می خواستم و میدونم که همه مسئولیتش هم متوجه خودمه . از قدیم گفتن ااااااا ااا یادم نیومد ولی خوب یه چیزای خوبی گفتن . خدایا ترم بعد رو به ما همت بیشتری بده ، کمک کن . من میتونم :)
خیلی زیاد تازه تریپ افسردگی بسیار شایعه ، چرا ؟ خدایی چرا؟
د+ا+ن+ش+ج+و = دانشجو نه این معنی غلطه ! دانشجو یک آدم بیکاره که مسئولای دانشگاه هر بلایی که دلشون خواست می تونن سرشون بیارن . مام که از این قضیه اصولا مستثنا نیستیم دیگه !!!! دانشگاهارو ادغام کردن ، اعتراض کردیم ، کاری نکردن گفتن دانشگاه مجازی ، ما حرص خوردیم ، کار خاصی نکردیم ، هنوز نتونستن عملیش کنن گفتن از ترم بعد برین دماوند ، گفتیم باشه گفتن نه ، امتحانای همین ترمم برین دماوند ، ناچارآ گفتیم باشه راه دور بود ، ماشین نبود ، نتونستیم چیزی بگیم هوا سرد بود ، برف میومد ، جاده بسته بود ، کسی نبود که بهش چیزی بگیم امروز جاده ها بسته بود ، برف بود ، ماشین برای برگشت نبود ، توی خیابون بودیم ، کسی نبود باهاش بریم ، از سرما داشتیم یخ میزدیم ، امتحان سخت بود ، برگه هارو دیر آوردن ، زود گرفتن اما ما باز هم دانشجوییم و باز هم نمی تونیم چیی بگیم خدا آخرشو به خیر کنه
خودم میدونم باید داشته باشم اما بازم ندارم ! چرا ؟ دیدید تا حالا آدم خیلی منطقی میدونه باید یه کاری رو بکنه ، باید تمام تلاششو بکنه اما ، بازم اون کارو نمیکنه ! نمیدونم مشکل از کجاست ؟ شاید اگر دونستنت و باورت قلبی باشه انجامش بدی باید بهش ایمان داشته باشی که انجامش بدی !! برای من خیلی پیش میاد میدونم این کار درسته باید انجامش بدم اما بازم انجامش نمیدم . خدایا بهم قدرتشو بده ، پشتکارشو بده
از نظر فنی و چیزای دیگش خاص نبود امامفهومی خوبی رو به من رسوند . این که چقدر خوبه یه خونواده دارم یه خونه دارم یه سرپناه دارم .بهم فهموند که باید خدا رو شکر کنم به خاطر داشته هام و خیلی ترسوندم از این که نکنه یه روزی از دستشون بدم . خدایا شکرت ، نه فقط برای من برای همه نگهشون دار .
من هم اونجا بودم . خوب بود ، عکس های زیبایی بود که آدم رو به فکر می نداخت که من هم می تونم و فقط باید به اطراف بیشتر نگاه کنم و دقیق تر . پیشنهاد می کنم حتما برید و ببینید . عکس های قوی زیاد داره ، از جمله عکس خودم ( جدی نگیر ) ، آدم فکر می کنه که اون وسط حرف زیادی برای گفتن نداره و نباید داشته باشه اما به خودت می گی چرا ، این طور نیست ، تو هم می تونی و باید بتوینی . تازه مظلوم واقع شدم و اسمم تو از تو پوسترشون جا مونده بود ، می گفتن نوشتنا ولی طراح اشتباهی زده :( خلاصه ، همش تجربس . شمایی که این پستی می خونی یه لحظه فکر کن ، یه دوربین پیدا کن هر مدلی که بد و برو یه عکس زیبا بگیر تو می تونی :))
نه اصلیشو پیدا نکردم :( همون سایزی که داشتمو بزرگ کردم و از دی پی آیش کاستم و بهتر شد :) خوب شده ، فردا تحویلش میدم ، پنجشنبه هم افتتاحیه نمایشگاهه ، باعث خوشحالیه اگر سر بزنید و از عکس های زیبایی که اونجا هست دیدن کنید {
بازديد از نمايشگاه براي همه علاقمندان آزاد و رايگان است . } این بخش منبعش آوااستار بود نوشته آقای سید مصطفی امام
گند زدم در حد المپیک :( چند وقت پیش تو فروم آوااستار فراخوان زدن برای نمایشگاه عکس ، منم کلی ذوق کردمو هفتا عکس فرستادم . دیروز باهام تماس گرفتن که یکی از عکساتون انتخاب شده به اسم بارون ، چاپش کنید و این حرفا . خدا به هیچ کس همچین تجربه ای رو نده الهی ، اومدم خونه دیدم که عکسم سایز بزرگش که بریم از روش چاپ کنیم نیست :( یعنی به اشتباه روی عکس قبلی سیوش کردم . هی روزگااار حالا تنها امیدم اینه که بتونم دوربینو ریکاوری کن تاشاید عکسام برگردن یا این که همین عکس کوچیکو چاپ کرد. از اون طرف رم ریدرمونم سوخته .آخه خدااااااا
تفنگ نقره کوبم را فروختم برای یار قبای ترمه خریدم ... قبای ترمه ام را پس فرستاد تفنگ نقره کوبم دادو بیداد ساید این شعر یه جورایی درد دل همه ما ها باشه . شاید هر کی به یه نحو و یه جوری تجربش کرده .
فقط می دونم که دوست دارم دوباره از اول بنویسم. برای خودم . برای دل خودم . برای شروع یک شعر می گم نمیدونم از کیه ولی خیلی به دل من نشست : دگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
کلوپ نجوم آوا استار forum.avastarco.com مطمئنم می تونید استفاده زیادی ازش ببرید و بار علمی خودتون رو خیلی خیلی زیاد کنید .
الان داشتم برنامه کندو رو می خوندم . بحث این دفعش جالب بود " معلم طبیعت " . البته خیلی به مسائل طبیعت گردی و اینا اشاره شد . با خودم فکر کردم من هم واقعا عاشق اینم که تو طبیعت باشم و سفر کنم اما مشکلاتی سر راه ادم قرار می گیره که نمی شه این کارو کرد . یکیش مشکل مالیه ، یکیش مشغله کاری واقعنا آدم وقتی که قبول می کنه سر کاری بره باید اون رو ادامه بده و تموم کنه و نمی شه اون جوری که می خواد سفر کنه و طبیعت گردی . همیشه دوست داشتم یه کاری پیدا کنم که اول از همه دوستش داشته باشم و دوم و مهمتر از همه این که بی نهایت روز مرخصی بتونی بگیری و بری سفر . یعنی می شه؟
به گزارش خبرنگار مهر، پائولو نسپولی (Paolo Nespoli) فضانورد آژانس فضایی
اروپا (ESA) روز دوشنبه 16 می (26 اردیبهشت) همراه با کپسول روسی سایوز پس
از 157 روز اقامت در ایستگاه فضایی بین المللی (ISS) به زمین بازگشت.
خبرنگار مهر که مدت بیش از سه ماه در تلاش برای یافتن آدرس پست الکترونیک
پائولو نسپولی بود سرانجام موفق شد مصاحبه ای را یک هفته پس از بازگشت این
فضانورد به زمین سازماندهی کند.
در این مصاحبه که مشروح آن را روز شنبه خواهید خواند پائولو نسپولی از
مشکلات فیزیکی نخستین روزهای پس از بازگشت به زمین گفت و توضیح داد که به
منظور بازگشت قوای جسمانی حاصل از 6 ماه اقامت در شرایط بی وزنی، روزی 2 تا
3 ساعت تمرینات توانبخشی و فیزیوتراپی انجام می دهد.
وی همچنین در خصوص تماشای ایران و عکسبرداری از طبیعت کشورمان اظهار داشت:
"کوههای ایران را از آن بالا تماشا کردم که بسیار زیبا هستند و عکسهای
زیادی از آنها گرفتم. من هرگز ایران را ندیده ام اما واقعاً خوشحال خواهم
شد اگر بتوانم روزی به کشور شما سفر کنم."
این فضانورد آژانس فضایی اروپا در ادامه این مصاحبه توضیحات جالبی در خصوص
نوع غذاها در ایستگاه فضایی و اینکه چرا مواد خوراکی در فضا طمع و مزه
ندارند ارائه کرد و از عطر خوش سیب و پرتقالهایی که اواسط ماموریت همراه با
یک فضاپیما به ایستگاه فضایی رسیدند سخن گفت و اظهار داشت: "این سیب و
پرتقالها عطر و رایحه ای آنچنان قوی داشتند که تا ساعتها می توانستم آن را
حس کنم."
نسپولی درباره آینده اکتشافات فضایی همراه با روباتهای فضانورد گفت: "در
فضا کارهای زیادی وجود دارد که انجام آنها برای انسان چندان جالب نیست،
درحالی که یک ماشین روبات می تواند آنها را به روشی بهتر از انسان و بدون
خطا انجام دهد. به این دلیل معتقدم که در فضا ما به طور حتم برای آنچه که
در فضا می خواهیم در آینده انجام دهیم به روباتها نیاز داریم تا کارهایمان
را با آنها تقسیم کنیم."
فضانورد تازه بازگشته به زمین در خصوص ایمنی کپسول سایوز در مقایسه با
شاتلها گفت و خاطرنشان کرد که سایوز به اندازه کافی امن است درحالی که
تعداد حوادث مرگبار شاتل بسیار بیشتر است.
وی در این خصوص گفت: "سایوز فضاپیمایی بسیار کوچک و محکم است. هرچند سفر
با این کپسول اصلاً راحت نیست اما خوب کار می کند. طراحان و مهندسان سایوز
بیشتر از آنکه به راحت بودن آن فکر کنند به فکر ایمنی این فضاپیما بوده
اند."
این فضانورد اسا در پایان این مصاحبه که به زودی مشروح آن را خواهید خواند توصیه هایی نیز به جوانان ایرانی کرد.
یه سایت و فروم نجومی خیلی خیلی خوب هست که دوستدارم به شما معرفی کنم . انجمن نجوم آوا استار این انجمن محیط خیلی مناسبی برای فعالیت ها و بحث های نجومی شما می تونه باشه حتما بهش سری بزنید . avastarco.com forum.avastarco.com
تحقيقات جديد حاكي از آن است كه كهكشان راه شيري به بازسازي و نوسازي احتياج نداشته و تقريبا بينقص است.
به گزارش سرويس علمي خبرگزاري
دانشجويان ايران(ايسنا)، اين يافتهها حاكي از آن هستند كه كهكشان راهشيري
يك زيبايي نادر با تقارني غير معمول است و نيمي از راه شيري در اصل آينه
نيمه ديگر است.
ستارهشناسان مركز هاروارد-اسميتسون اين ادعا را بر پايه كشف بخش وسيعي از يك بازوي مارپيچي در حاشيه كهكشان راهشيري قرار دادهاند.
به گفته اين محققان، اين بازوي
كشف شده به احتمال زياد بخش بيروني بازوي صورتهاي فلكي قنطورس-سپر است كه
از داخل كهكشان به بيرون كشيده شدهاست.
همچنين طبق اين يافتهها، بازوي قنطورس- سپر تمام اطراف راهشيري را پوشانده و با برساووش، ديگر بازوي اين صورت فلكي تقارن دارد.
به نظر ميرسد كه اين دو بازو از
دو طرف متضاد خوشه مركزي نواري شكل ستارگان كهكشان به بيرون گسترش پيدا
كرده و اطراف كهكشان را فراگرفتهاند.
اين ويژگي جديد تا پيش از اين
ناديده گرفته ميشد چرا كه صفحه كهكشان را در پي پيچوتاب خارج كهكشاني
متمايل ميكند. بيشتر بررسيهاي انجام شده در مورد بازوهاي مارپيچي بر صفحه
كهكشان تمركز داشتهاند.
اين تيم در زمان بازبيني اطلاعات
كهكشاني در مورد گاز اتمي هيدروژن كه طول موج راديويي 21 سانتيمتر ساطع
ميكند، به شواهدي در مورد اين ساختار جديد دست يافتند.
اين شواهد به شناسايي يك ساختار
منسجم عظيم ختم شد كه در زاويه 60 درجه در آسمان گسترده شده و دربردارنده
ابرهاي بزرگ گاز موكولي است.
اين ساختار جديد در فاصله 49 هزار
سال نوري از مركز كهكشان قرار داشته و يكي از بزرگترين ابرهاي مولكولي
بازو از ميزان هيدروژن مولكولي برابر با 50 هزار خورشيد برخوردار است. منبع: ایسنا
داستانی فوق العاده ، آهنگی فوق العاده
خدایا ما که ایم و آنان که
ما چه می کنیم و آنان چه
یادشان همیشه زنده باد
قطره بارونه دلم
خلوت زندونه دلم
لیلای بی دریای من
گریه ی مجنونه دلم
ابر کبود من تویی
بودو نبود من تویی
مهر سجود من تویی
وای به روزگار من
هوا تویی نفس تویی
لحظه پیشو پس تویی
عاشق در قفس منم
ای دل بی قرار من
گریه منم ابر تویی
درد منم صبر تویی
بارش بی وقفه منم ، ای دل بی قرار من
هدهد من ، هدی من
همدم باوفای من
خبر ببر به عشق من ، به عشق من خدای من
عاشق دیدار منم
وهم پدیدار تویی
خسته و بیمار منم
عشق تویی یار تویی
هواتویی نفس تویی
لحظه پیشو پس تویی
عاشق در قفس منم
ای دل بی قرار من
گریه منم ابر تویی
درد منم صبر تویی
بارش بی وقفه منم ، ای دل بی قرار من
محلی که برای رصد انتخاب شده بود اردوگاه شهید دیباجی در نزدیکی گیلاوند
بود که خوب آلودگی نوری تهران اونجا به خوبی قابل لمسه . روز 31 ام تیر
ماه یعنی همون روزی که آوایی ها از رصد الموت برمی گشتند ما اماده حرکت
شدیم و رفتیم به سمت محل مورد نظر .
در مسیر پک هایی که برای بچه ها اماده شده بود بهشون داده شد که شامل بروشور و یکسری مطالب دیگه بود که خیلی براشون جذاب بود .
حدودای ساعت هشت رسیدیم و تلسکوپ هایی که داشتیم رو برپا کردیم . یکی
دابسونی شش اینچی و یکی دیگه تلسکوپ تال شش اینچی . با تاریک شدن آسمون
دونه دونه ستاره ها پدیدار می شدن و ما هم خوشحال که ابری تو آسمون نیست .
مربی راهنمای رصدی که همراه ما بود آقای حسینی بودن که من آشنایی باهاشون
ندارم . البته من و گندم و دوست دیگمون هم خیلی توضیحات دادیم و خودمون رو
محک زدیم .
اون شب اجرام مسیه زیادی رصد شد که متاسفانه اصلا نمی دونم اسماشون رو حفظ
کنم (گندم خوب یادشه ). رصد زحل خیلی هیجان انگیز بود مخصوصا برای بچه هایی
که برای اولین بار همچین اسمونی رو دیده بودن . صورت فلکی هایی که تو
آسمون بود رو تا جایی که می شد دیدیم .
کم کم داشت ماه بالا میومد و می دونستیم که بعدش خیلی از اجرام دیده
نخواهند شد چون در حالت تربیع بود تقریبا و نوبت رصد اون بود . دیدن ماه و
چاله هایی که روی اون هست هم که جذابیت خودش رو همیشه داره که می دونید .
تا این جای برنامه خیلی خوب بود اما بعد از اون کم کم ابرهای کوچیک اومدن و
کل آسمون رو پوشوندن و دیگه هیچ چیزی از آسمون دیده نمی شد . ما هم برای
این که ببینیم ابرها می رن یا نه سرگرم عکاسی با زمان نورهی مختلف شدیم و
سعی کردیم اسم آوا رو بنیسیم اما زیاد خوب نشد . بعد از اون هم ابرها کنار
نرفتن و همه چاره دیگه ای جز خوابین نداشتیم :(
اما با وجود ابرها رصد خوب و مفیدی بود :)
من خیلی سعی داشتم که تا جایی که می شه یه اسکیچ بکشم از ماه یا یه کهکشان
یا سحابی . دوتا مشکل برای ماها هست یکی این که باید خودت یه تلسکوپ داشته
باشی که بتونی رو هر جرمی که می خوای مدت زیادی تمرکز کنی و تو رصدای دست
جمعی این کارو نمی شه کرد و دوم این که با تلسکوپی که ما داشتیم یه کهکشان
با سحابی یه نقطه تقریبا کوچیک بود و جزئیاتی ازش دیده نمی شد که بشه کشید .


پائولو نسپولی در پاسخ به این سئوال خبرنگار مهر که آیا طرفدار تیم اینتر
است گفت: "بله. حتی اگر زیاد مسابقات فوتبال را دنبال نکنم. اما اگر کسی از
من بپرسد که قلباً به چه تیمی علاقه دارم می گویم تیمی که از کودکی به آن
علاقه داشتم اینتر بوده است."

| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |











