تبليغاتX
ansoyeasemanha
ansoyeasemanha

اگه عاشق نجومی بیا

کلا چند روزیه اعصاب ندارم و اصلا نمیدونم چرا ؟!

یعنی میدونم ولی این نیست ، دچار خود درگیری شدم :(

امیدوارم درست بشه ، مارو هم دعا کنید .

نوشته شده در چهارشنبه 1390/12/24ساعت 5:43 PM توسط karimisss| |

امروز یه تصمیمی گرفتم

دیگه حرف نزنم ! خوب نیست؟ نه؟ موافقید؟

ولی خوبه ها !!

بزارم هرچه پیش آید پیش آید . من خودمو قاطی میکنم بدتر میشه معمولا :( همین کنارا گوشا ها وایسم تماشا کنم ، با جمع همراه بشم ، نتیجه بهتری بده شاید !!

ای خدا ، ختم به خیرش کن . جون من .

نوشته شده در سه شنبه 1390/12/02ساعت 1:31 AM توسط karimisss| |

ممنون دوست عزیز به خاطر دعات تو پست قبلا .

==========================

امروز رفته بودم کافه نادری با یه دوست خوب ، جای جالبی بود . خاطر انگیز ، اما نه خاطرات ما . خاطرات 93 سال اون کافه . آدمایی که اومدن و رفتن ، کسایی که میشناسیمشون و نمیشناسیمشون .

خیلی از نویسنده ها ، خواننده ها و شاعرا اونجا بودن و گارسن پیر مهربونش برای ما بعضیاشونو نام برد . ابهتی داره این تاریخم واسه خودش !!


نوشته شده در یکشنبه 1390/11/16ساعت 1:36 AM توسط karimisss| |

دوستان تقاضا داشتم دعایی بفرمایید جهت برخی از نمره های بنده ، حیاتیست دعاتون ممنون میشم .

ان شالله خدا کمکمان کند

هییییییییییی

نوشته شده در جمعه 1390/11/07ساعت 6:42 PM توسط karimisss| |

هیییییییی روزگار

بالاخره این امتحانات کزایی ما هم تموم شد ! این ترم اصلا چیزی نبود که من می خواستم و میدونم که همه مسئولیتش هم متوجه خودمه .

از قدیم گفتن

ااااااا

ااا

یادم نیومد ولی خوب یه چیزای خوبی گفتن .

خدایا ترم بعد رو به ما همت بیشتری بده ، کمک کن . من میتونم :)

نوشته شده در جمعه 1390/10/30ساعت 0:31 AM توسط karimisss| |

دقت کردین جدیدا مردم چقدر لوس شدن ؟

           خیلی زیاد

تازه تریپ افسردگی بسیار شایعه ، چرا ؟

خدایی چرا؟

نوشته شده در یکشنبه 1390/10/18ساعت 11:38 PM توسط karimisss| |

دانشجو

د+ا+ن+ش+ج+و = دانشجو

نه این معنی غلطه ! دانشجو یک آدم بیکاره که مسئولای دانشگاه هر بلایی که دلشون خواست می تونن سرشون بیارن .

مام که از این قضیه اصولا مستثنا نیستیم دیگه !!!!

دانشگاهارو ادغام کردن ، اعتراض کردیم ، کاری نکردن

گفتن دانشگاه مجازی ، ما حرص خوردیم ، کار خاصی نکردیم ، هنوز نتونستن عملیش کنن

گفتن از ترم بعد برین دماوند ، گفتیم باشه

گفتن نه ، امتحانای همین ترمم برین دماوند ، ناچارآ گفتیم باشه

راه دور بود ، ماشین نبود ، نتونستیم چیزی بگیم

هوا سرد بود ، برف میومد ، جاده بسته بود ، کسی نبود که بهش چیزی بگیم

امروز جاده ها بسته بود ، برف بود ، ماشین برای برگشت نبود ، توی خیابون بودیم ، کسی نبود باهاش بریم ، از سرما داشتیم یخ میزدیم ، امتحان سخت بود ، برگه هارو دیر آوردن ، زود گرفتن

اما ما باز هم دانشجوییم و باز هم نمی تونیم چیی بگیم

خدا آخرشو به خیر کنه

نوشته شده در سه شنبه 1390/10/06ساعت 9:57 PM توسط karimisss| |

خدایا میشه یه چیز به من بدی ؟

خودم میدونم باید داشته باشم اما بازم ندارم ! چرا ؟

دیدید تا حالا آدم خیلی منطقی میدونه باید یه کاری رو بکنه ، باید تمام تلاششو بکنه اما ، بازم اون کارو نمیکنه !

نمیدونم مشکل از کجاست ؟

شاید اگر دونستنت و باورت قلبی باشه انجامش بدی باید بهش ایمان داشته باشی که انجامش بدی !!

برای من خیلی پیش میاد میدونم این کار درسته باید انجامش بدم اما بازم انجامش نمیدم .

خدایا بهم قدرتشو بده ، پشتکارشو بده

نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/30ساعت 2:14 AM توسط karimisss| |

جاودانگی

داستانی فوق العاده ، آهنگی فوق العاده
خدایا ما که ایم و آنان که
ما چه می کنیم و آنان چه
یادشان همیشه زنده باد


قطره بارونه دلم
خلوت زندونه دلم
لیلای بی دریای من
گریه ی مجنونه دلم

ابر کبود من تویی
بودو نبود من تویی
مهر سجود من تویی
وای به روزگار من
هوا تویی نفس تویی
لحظه پیشو پس تویی
عاشق در قفس منم
ای دل بی قرار من

گریه منم ابر تویی
درد منم صبر تویی
بارش بی وقفه منم ، ای دل بی قرار من

هدهد من ، هدی من
همدم باوفای من
خبر ببر به عشق من ، به عشق من خدای من
عاشق دیدار منم
وهم پدیدار تویی
خسته و بیمار منم
عشق تویی یار تویی
هواتویی نفس تویی
لحظه پیشو پس تویی
عاشق در قفس منم
ای دل بی قرار من

گریه منم ابر تویی
درد منم صبر تویی
بارش بی وقفه منم ، ای دل بی قرار من

نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/30ساعت 2:9 AM توسط karimisss| |

الان داشتم یه فیلم سینمایی نگاه می کرم به اسم بعد از تو

از نظر فنی و چیزای دیگش خاص نبود امامفهومی خوبی رو به من رسوند . این که چقدر خوبه یه خونواده دارم یه خونه دارم یه سرپناه دارم .بهم فهموند که باید خدا رو شکر کنم به خاطر داشته هام و خیلی ترسوندم از این که نکنه یه روزی از دستشون بدم .

خدایا شکرت ، نه فقط برای من برای همه نگهشون دار .

نوشته شده در سه شنبه 1390/09/15ساعت 2:54 AM توسط karimisss| |

تاپیک مختصر و مفیدی زدم تو تبیان در خصوص ماه گرفتگی ها و مخصوصا خسوف نوزدهم آذر ماه .

حتما سری بزنید

نوشته شده در سه شنبه 1390/09/15ساعت 2:51 AM توسط karimisss| |

امروز نمایشگاه افتتاح شد

من هم اونجا بودم . خوب بود ، عکس های زیبایی بود که آدم رو به فکر می نداخت که من هم می تونم و فقط باید به اطراف بیشتر نگاه کنم و دقیق تر .

پیشنهاد می کنم حتما برید و ببینید . عکس های قوی زیاد داره ، از جمله عکس خودم ( جدی نگیر ) ، آدم فکر می کنه که اون وسط حرف زیادی برای گفتن نداره و نباید داشته باشه اما به خودت می گی چرا ، این طور نیست ، تو هم می تونی و باید بتوینی .

تازه مظلوم واقع شدم و اسمم تو از تو پوسترشون جا مونده بود ، می گفتن نوشتنا ولی طراح اشتباهی زده :(

خلاصه ، همش تجربس . شمایی که این پستی می خونی یه لحظه فکر کن ،  یه دوربین پیدا کن هر مدلی که بد و برو یه عکس زیبا بگیر تو می تونی :))

نوشته شده در جمعه 1390/08/27ساعت 0:51 AM توسط karimisss| |

بالاخره بعد از چندی درگیری و رفت و آمدو تو سر کله هم زدن بالاخره عکسم رو برای نمایشگاه چاپ کردم :))))

نه اصلیشو پیدا نکردم :( همون سایزی که داشتمو بزرگ کردم و از دی پی آیش کاستم و بهتر شد :)

خوب شده ، فردا تحویلش میدم ، پنجشنبه هم افتتاحیه نمایشگاهه ، باعث خوشحالیه اگر سر بزنید و از عکس های زیبایی که اونجا هست دیدن کنید

{

زمان : 26 آبان تا 5 آذر 1390

مكان : خيابان شريعتي - پايين تر از پل سيد خندان - پارك انديشه - گالري انديشه

افتتاحيه : ساعت 16 تا 20 پنجشنبه 26 آبان

ساعت بازديد : 10 تا 19
در اين نمايشگاه گروهي آثاري از خانمها و آقايان :



محمد اسماعيلي ،آرش اشكر، شبنم امامي ، سيد مصطفي امام ، عرفان اويسي ، سعيد بهرامي ن‍ژاد

افسانه پلويي ، يحيي پورجهان ، كيان توكلي ، رحيم حيدرنيا ، فرزين خلجي ، داريوش راد ، راحله زهره

آرمان ضميري ، سعيد عامري ، علي قاسم زاده ، محمد قديمي ، فريبرز قرباني نسب ، اميررضا كامكار

سپيده كريمي ، خشايار معروفي ، محمود رضا نوريخش ، سروش مرتضوي


به نمايش در خواهد آمد .



قابل ذكر است كه در اين نمايشگاه آثار متفاوتي در ساير ژانرهاي هنر عكاسي اعم از عكاسي نجومي ، مستند ، مفهومي ، خلاقه و ... به نمايش در خواهد آمد .


بازديد از نمايشگاه براي همه علاقمندان آزاد و رايگان است . 

} این بخش منبعش آوااستار بود نوشته آقای سید مصطفی امام

نوشته شده در سه شنبه 1390/08/24ساعت 11:58 PM توسط karimisss| |

دیدین بعضی وقتا آدم میخواد که یکی باشه تنبیهش کنه یا بزنتش الان اون منم .

گند زدم در حد المپیک :(

چند وقت پیش تو فروم آوااستار فراخوان زدن برای نمایشگاه عکس ، منم کلی ذوق کردمو هفتا عکس فرستادم .

دیروز باهام تماس گرفتن که یکی از عکساتون انتخاب شده به اسم بارون ، چاپش کنید و این حرفا .

خدا به هیچ کس همچین تجربه ای رو نده الهی ، اومدم خونه دیدم که عکسم سایز بزرگش که بریم از روش چاپ کنیم نیست :( یعنی به اشتباه روی عکس قبلی سیوش کردم . هی روزگااار

حالا تنها امیدم اینه که بتونم دوربینو ریکاوری کن تاشاید عکسام برگردن یا این که همین عکس کوچیکو چاپ کرد. از اون طرف رم ریدرمونم سوخته .آخه خدااااااا

نوشته شده در جمعه 1390/08/20ساعت 12:59 PM توسط karimisss| |

شاعر می گه:

تفنگ نقره کوبم را فروختم

         برای یار قبای ترمه خریدم

...

قبای ترمه ام را پس فرستاد

تفنگ نقره کوبم

دادو بیداد



ساید این شعر یه جورایی درد دل همه ما ها باشه . شاید هر کی به یه نحو و یه جوری تجربش کرده .

نوشته شده در شنبه 1390/08/14ساعت 1:25 AM توسط karimisss| |

نمیدونم چی باید بگم از کجا باید بگم ؟ اصلآ نجومی بگم یا غیره ؟ نمیدونم

فقط می دونم که دوست دارم دوباره از اول بنویسم.

برای خودم . برای دل خودم .

برای شروع یک شعر می گم نمیدونم از کیه ولی خیلی به دل من نشست :

دگران چون بروند از نظر از دل بروند            تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

نوشته شده در جمعه 1390/08/13ساعت 7:8 PM توسط karimisss| |

دوست دارم بزرگترین انجمن نجوم مجازی رو بهتون معرفی کنم که امروز یکساله شد

کلوپ نجوم آوا استار

forum.avastarco.com

مطمئنم می تونید استفاده زیادی ازش ببرید و بار علمی خودتون رو خیلی خیلی زیاد کنید .

نوشته شده در سه شنبه 1390/06/01ساعت 9:34 PM توسط karimisss| |


نوشته شده در چهارشنبه 1390/05/12ساعت 5:6 PM توسط karimisss| |

الان داشتم برنامه کندو رو می خوندم . بحث این دفعش جالب بود " معلم طبیعت " .

البته خیلی به مسائل طبیعت گردی و اینا اشاره شد . با خودم فکر کردم من هم واقعا عاشق اینم که تو طبیعت باشم و سفر کنم اما مشکلاتی سر راه ادم قرار می گیره که نمی شه این کارو کرد .

یکیش مشکل مالیه ، یکیش مشغله کاری واقعنا آدم وقتی که قبول می کنه سر کاری بره باید اون رو ادامه بده و تموم کنه و نمی شه اون جوری که می خواد سفر کنه و طبیعت گردی .

همیشه دوست داشتم یه کاری پیدا کنم که اول از همه دوستش داشته باشم و دوم و مهمتر از همه این که بی نهایت روز مرخصی بتونی بگیری و بری سفر .

یعنی می شه؟

نوشته شده در چهارشنبه 1390/05/12ساعت 4:58 PM توسط karimisss| |

انجمن نجوم پژوهشسرای ابن سینا تصمیم بر این گرفت که دانش آموزان کلاس نجومش رو به یک برنامه رصدی ببره . با توجه به محیط پزوهشسرا مشکلاتی بود که من بیشتر از همه ازش ناراحت بودم از جمله این که دانش اموزان پسر رو به هیج وجه نباید با دانش اموزان دختر رصد برد حتی اگه همه دبستان و راهنمایی باشند در حالی که پسرا خیلی مشتاق تر و آماده تر بودن. بدتر از اون این که نباید دانش اموزان دبستانی رو برد چون کوچیکن . این مسئله باعث شد از دانش آموزای ما فقط پانزده نفر بتونن بیان و بقیه هم از مناطق دیگه .

محلی که برای رصد انتخاب شده بود اردوگاه شهید دیباجی در نزدیکی گیلاوند بود که خوب آلودگی نوری تهران اونجا به خوبی قابل لمسه . روز 31 ام تیر ماه یعنی همون روزی که آوایی ها از رصد الموت برمی گشتند ما اماده حرکت شدیم و رفتیم به سمت محل مورد نظر .
در مسیر پک هایی که برای بچه ها اماده شده بود بهشون داده شد که شامل بروشور و یکسری مطالب دیگه بود که خیلی براشون جذاب بود .
حدودای ساعت هشت رسیدیم و تلسکوپ هایی که داشتیم رو برپا کردیم . یکی دابسونی شش اینچی و یکی دیگه تلسکوپ تال شش اینچی . با تاریک شدن آسمون دونه دونه ستاره ها پدیدار می شدن و ما هم خوشحال که ابری تو آسمون نیست . مربی راهنمای رصدی که همراه ما بود آقای حسینی بودن که من آشنایی باهاشون ندارم . البته من و گندم و دوست دیگمون هم خیلی توضیحات دادیم و خودمون رو محک زدیم .
اون شب اجرام مسیه زیادی رصد شد که متاسفانه اصلا نمی دونم اسماشون رو حفظ کنم (گندم خوب یادشه ). رصد زحل خیلی هیجان انگیز بود مخصوصا برای بچه هایی که برای اولین بار همچین اسمونی رو دیده بودن . صورت فلکی هایی که تو آسمون بود رو تا جایی که می شد دیدیم .

کم کم داشت ماه بالا میومد و می دونستیم که بعدش خیلی از اجرام دیده نخواهند شد چون در حالت تربیع بود تقریبا و نوبت رصد اون بود . دیدن ماه و چاله هایی که روی اون هست هم که جذابیت خودش رو همیشه داره که می دونید .

تا این جای برنامه خیلی خوب بود اما بعد از اون کم کم ابرهای کوچیک اومدن و کل آسمون رو پوشوندن و دیگه هیچ چیزی از آسمون دیده نمی شد . ما هم برای این که ببینیم ابرها می رن یا نه سرگرم عکاسی با زمان نورهی مختلف شدیم و سعی کردیم اسم آوا رو بنیسیم اما زیاد خوب نشد . بعد از اون هم ابرها کنار نرفتن و همه چاره دیگه ای جز خوابین نداشتیم :(
اما با وجود ابرها رصد خوب و مفیدی بود :)
من خیلی سعی داشتم که تا جایی که می شه یه اسکیچ بکشم از ماه یا یه کهکشان یا سحابی . دوتا مشکل برای ماها هست یکی این که باید خودت یه تلسکوپ داشته باشی که بتونی رو هر جرمی که می خوای مدت زیادی تمرکز کنی و تو رصدای دست جمعی این کارو نمی شه کرد و دوم این که با تلسکوپی که ما داشتیم یه کهکشان با سحابی یه نقطه تقریبا کوچیک بود و جزئیاتی ازش دیده نمی شد که بشه کشید .

نوشته شده در چهارشنبه 1390/05/05ساعت 5:4 PM توسط karimisss| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ